به ياد داشته باشيد که شما به نوعي معلم و مربي فرزندتان هستيد، پس رفتار مورد انتظارتان را به طور

 دقيق براي او توضيح دهيد، بگذاريد عمل کرده و سپس همراه با انتقادهاي سازنده، مشوقش نيز باشيد.

هم چنين اوقاتي را براي تفريح و شادي کردن با او اختصاص دهيد.


*به جاي آن که به او بگوييد چه کاري را نبايد انجام دهد، بگوييد که چه کاري را بايد انجام دهد.


*وقتي کاري را به خوبي انجام مي دهد، ابتدا عملش را توصيف کرده و سپس تحسين کنيد، براي

 نمونه:« خيلي خوبه که تو اين کارو اين جوري انجام دادي.»


*به فرزندتان کمک کنيد تا ياد بگيرد چگونه احساسات خود را بيان کند. براي نمونه بگوييد:« به نظرم

 عصباني هستي، چه احساسي داري؟ آيا ناراحتي؟» و يا بگوييد « به نظرم در مورد فلان مسأله

 عصباني هستي، خوب، طبيعي ست که چنين احساسي داشته باشي.»


*سعي کنيد وضعيت موجود را از دريچه ي چشم فرزندتان ديده، به دقت به سخنانش گوش دهيد و از آن

 چه او مي بيند، تصويري ذهني براي خود بسازيد.


*براي راهنمايي و يا دلداري اش وقتي که ناراحت است، با لحني آرام و محبت آميز و در عين حال، با

 اعتماد به نفس لازم با او صحبت کنيد.


*شنونده ي خوبي باشيد، بدين معني که الف)با او تماس چشمي داشته باشيد( به او نگاه کنيد). ب) از

 نظر فيزيکي، هم سطح و هم قد فرزند کوچک تان قرار گيريد. ج) حرفش را قطع نکنيد. د) سؤالات باز

 بپرسيد نه سؤالاتي که جواب آن ها « بله و خير» است. ه) آن چه را مي شنويد، برايش تکرار کنيد. و)

 مطمئن شويد که سخنان و راهنمايي هاي شما را درست متوجه شده است. ز) از او بخواهيد که

 سخنان شما را تکرار کند.


*در صورت امکان، در مورد زمان انجام کار يا چگونگي انجام آن، به او حق انتخاب بدهيد.


*تغييرات هرچند کوچک در رفتارش را پيدا کنيد، انتظار بيش از حد از او نداشته و رفتار نزديک به هدف

 مطلوب را تشويق کنيد.


*علائم ظاهري و اشارات به خصوصي داشته باشيد تا فرزندتان با انجام کار يا رفتار نامطلوبي، متوجه

 رفتارش شده و بداند که بايد رفتارش را تغيير داده و اصلاح کند.